هدف نهایی تحلیل فاندامنتال کمک به معامله گر برای شناسایی شرکت های فردی است که به عنوان یک تجارت خوب عمل می کنند، با این باور که قیمت سهام آنها در طول زمان افزایش می یابد. همانطور که گفته شد، عوامل زیادی خارج از عملکرد خاص یک شرکت وجود دارد که می تواند بر چشم انداز بنیادی آن تأثیر بگذارد.
عوامل اقتصادی
عبارت "یک جزر و مد بالا همه قایق ها را بلند می کند" اغلب برای توصیف تأثیری که یک بازار صعودی بر اکثر سهام دارد استفاده می شود. اکثر شرکتها در زمان شکوفایی اقتصاد نسبت به زمانی که اقتصاد در حال انقباض است، به احتمال بسیار بیشتری شاهد رشد در تجارت خود هستند.
وقتی شرکتها و عموم مردم اقتصاد را قوی میدانند، راحتتر پول خرج میکنند. این هزینه به نوبه خود تقاضای بیشتری برای محصولات و خدمات جدید و موجود ایجاد می کند. شرکت ها با افزایش تولید به منظور پاسخگویی به تقاضای افزایش یافته، با این امر سازگار خواهند شد. این ممکن است شامل استخدام کارگران بیشتر و/یا تولید موجودی بیشتر باشد که به نوبه خود می تواند چرخه رشد را طولانی تر کند. به طور کلی، برای یک شرکت معمولی، زمانی که مخارج مصرفکننده و کسبوکار قوی باشد، رشد فروش خود بسیار آسانتر از زمانی است که ضعیف باشد.
بیشتر بدانید:
چگونه سرمایه گذاری در بازار فارکس را شروع کنیم؟
از سوی دیگر، هنگامی که در مورد جهت گیری آینده اقتصاد تردید وجود دارد، مشاغل و افراد برای خرج کردن پول تردید بیشتری خواهند داشت و ترجیح می دهند تا زمانی که تصویر روشن تری ظاهر شود، "ایمن بازی کنند". این می تواند منجر به بیکاری بیشتر و تولید کمتر شود. شرکتها اغلب متوجه میشوند که نیازهای تولید خود را بیش از حد برآورد کردهاند و متوجه میشوند که باید با کاهش شدید اقتصاد، تولید خود را به شدت کاهش دهند. این امر بیشتر به عنوان ترمزی بر رشد کلی اقتصادی عمل می کند.
بنابراین برخی از عوامل اقتصادی که معامله گران می توانند تماشا کنند چیست؟ بیایید تعدادی از عوامل کلیدی را در نظر بگیریم.
روند نرخ بهره
به طور معمول، نرخ های بهره پایین و/یا کاهشی به طور کلی روند مثبتی برای کسب و کار در نظر گرفته می شود. نرخهای بهره پایینتر به شرکتها این امکان را میدهد که پول قرض کنند تا تجارت خود را ارزانتر گسترش دهند و/یا بدهیهای موجود خود را با نرخهای پایینتر تامین مالی کنند، که به این معنی است که آنها پرداختهای بهره کمتر و پول بیشتری برای خرج کردن در عملیات شرکت دارند.
نرخهای بهره بالا و/یا بهشدت افزایش معمولاً منجر به استقراض کمتر توسط کسبوکارها میشود که منجر به گسترش کمتر عملیات میشود. به همین ترتیب، هر کسبوکاری که به توانایی مشتری برای قرض گرفتن پول برای پیشبرد فروش متکی باشد (مثلاً خودروها و املاک و مستغلات) میتواند تحت تأثیر مثبت یا منفی تغییرات نرخ بهره قرار گیرد.
روندهای تورمی
«تورم» به تمایل به افزایش قیمت کالاها و خدمات در طول زمان اشاره دارد. اندکی تورم رایج است و قابل انتظار است. در واقع، سطح پایین تورم می تواند برای اقتصاد مفید باشد. کاهش قابل پیشبینی در قدرت خرید، کسبوکارها و مصرفکنندگان را تشویق میکند تا به جای صرفهجویی در حال حاضر پول خرج کنند، همانطور که نرخ بهره پایینتر نیز انجام میشود. دو خطر در اینجا تورم بالا و/یا به شدت در حال افزایش و نقطه مقابل تورم است که از آن به عنوان "رکود" یاد می شود.
درباره دوره اقتصاد کلان بیشتر بدانید!
افزایش شدید و/یا تورم بالا منجر به افزایش شدید قیمت کالاها و خدمات می شود. در حالی که ممکن است با افزایش دستمزدها تا حدودی این امر در طول زمان کاهش یابد، چنین افزایش دستمزدها باعث تاخیر در افزایش قیمت می شود. در نتیجه، در طول دوره افزایش تورم، مصرفکنندگان و کسبوکارها خریدهای خود را کاهش میدهند، زیرا آنها به سادگی پول کافی برای خرید هر چیزی که میتوانند در زمان پایینتر بودن قیمتها ندارند، ندارند. به طور خلاصه، تورم قدرت خرید را کاهش می دهد. در نتیجه نرخ تورم بسیار بالا می تواند بر رشد اقتصادی تأثیر منفی بگذارد
اگر تورم برای مدت طولانی ادامه داشته باشد، در نهایت میتواند تأثیر اقتصادی منفیتری نسبت به تورم بالا داشته باشد. این امر برای بسیاری از افرادی که به طور غریزی آرزوی قیمتهای پایینتر را دارند که به طور مؤثر به آنها امکان میدهد کالاها و خدمات بیشتری را با همان مقدار پول خریداری کنند، غیرقابل تصور است. اما کاهش تورم، اگر کنترل نشود، می تواند منجر به یک مارپیچ اقتصادی نزولی شود. این اساساً همان چیزی است که در اواخر دهه 1920 و در بسیاری از دهه 1930 رخ داد، زمانی که ایالات متحده و بسیاری از کشورهای صنعتی رکود بزرگ را تجربه کردند.
با پیشرفت تورم، شرکت ها کمتر و کمتر برای محصولات خود دریافت می کنند و به نوبه خود شروع به تولید کمتر می کنند. این کاهش تولید می تواند باعث شود شرکت ها نیروی کار خود را کاهش دهند، به این معنی که افراد کمتری برای خرید محصولات و خدمات درآمد دارند. این میتواند منجر به دور دیگری از کاهش تولید شود تا زمانی که این فرآیند به یک پیشگویی خود تحققبخش تبدیل شود، زیرا اقتصاد اساساً منفجر میشود.
تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی گسترده
تولید ناخالص داخلی مخفف «تولید ناخالص داخلی» است و نشان دهنده ارزش کل کالاهای تولید شده و خدمات ارائه شده در یک کشور در طول یک سال است. در ایالات متحده، GDP به صورت فصلی توسط وزارت بازرگانی ایالات متحده گزارش می شود. برآوردها برای سه ماهه قبل ممکن است در اوایل سه ماهه بعدی گزارش شود. با این حال، معمولاً سه ماه تاخیر در گزارش داده های نهایی وجود دارد. به عبارت دیگر، تولید ناخالص داخلی رسمی برای سه ماهه چهارم یک سال معین معمولاً در اواخر مارس سال بعد منتشر می شود.
در حالی که یک عدد تولید ناخالص داخلی خام گزارش شده است - که نشان دهنده ارزش دلاری همه کالاها و خدمات ایالات متحده است - عدد مهمتر نرخ تغییر سالانه است. در حالی که از نظر تئوری ممکن است اقتصاد "بیش از حد گرم" شود و رشد را در سطحی ناپایدار تجربه کند، در نتیجه زمینه را برای انقباض اقتصادی بعدی فراهم می کند، در بیشتر موارد، هر چه نرخ تغییر سالانه بالاتر باشد، بهتر است. درصد تغییر در تولید ناخالص داخلی می تواند به طور گسترده ای از سه ماهه به سه ماهه نوسان داشته باشد. برای سرمایه گذاران سهام، تغییر مثبت در محدوده 2 تا 4 درصد معمولاً ایده آل در نظر گرفته می شود، زیرا نشان دهنده رشد معنی دار بدون ناپایداری است.
نکته اصلی این است که رشد پایدار و پایدار در تولید ناخالص داخلی، یک محیط مساعد برای کسبوکارها را نشان میدهد، در حالی که یک روند منفی و/یا کاهشی در تولید ناخالص داخلی میتواند نشاندهنده یک محیط نامطلوب باشد.
درآمد شرکت های ایالات متحده (واقعی و پیش بینی شده)
مجموع سود شرکت های ایالات متحده را می توان ردیابی کرد و تصویر واضحی از رونق کلی کسب و کار ارائه می دهد. یکی از مشکلات بالقوه سود اعلام شده این است که داده ها پس از این واقعیت منتشر می شوند و تمایل به تاخیر در حرکت در بازار سهام دارند، زیرا بازار سهام تمایل دارد روندهای سود آتی را کاهش دهد. بنابراین تا زمانی که سود واقعی گزارش شده به اوج یا دره برسد، این احتمال وجود دارد که بازار سهام قبلاً به سمت پیش بینی حرکت قابل توجه بعدی در سود حرکت کرده باشد. در نتیجه، بسیاری از معامله گران به روندهای پیش بینی شده برای درآمدهای آتی توجه زیادی دارند.
بسیاری از شرکتهای کارگزاری و خدمات رتبهبندی، پیشبینی سود را برای صنایع شرکتهای جداگانه و همچنین کل بازار سهام ارائه میدهند. نقطه ضعف تجزیه و تحلیل این داده ها این است که پیش بینی های سود تحلیلگران گاهی اوقات نادرست است. بنابراین، ممکن است زمانهایی وجود داشته باشد که اکثر تحلیلگران رشد درآمد قوی را در سال آینده یا سه ماهه آینده پیشبینی کنند، اما رشد پیشبینیشده به نتیجه نرسد. با این حال، تحلیلگران بنیادی ترجیح میدهند ببینند که پیشبینیهای سود به عنوان یک نشانه مثبت بالقوه برای حرکت رو به جلوی بازار سهام، مطلوب است.
خلاصه
تجزیه و تحلیل عوامل کلان اقتصادی به تنهایی به معامله گر نمی گوید که چه چیزی بخرد یا بفروشد یا چه زمانی بخرد یا بفروشد. با این حال، حتی یک تحلیل گذرا از روندهای کلان اقتصادی که بر محیط کسب و کار تأثیر می گذارد، می تواند به معامله گر کمک کند تا ارزیابی کند که آیا محیط فعلی دوستانه است یا غیر دوستانه.
برای آشنایی بیشتر با عوامل کلان اقتصادی تحلیل بنیادی کلیک کنید:
https://www.cnbc.com/advertorial/2018/06/11/macro-economic-factors-of-fundamental-analysis.html

تعریف ساختار سرمایه، انواع، اهمیت و مثالها
آنچه که ماهیگیران حرفهای می تواند در مورد تجارت به شما بیاموزد
آنچه پس از سه ماه تعطیلی از تجارت آموختم
نکاتی برای معامله گران ارز
9 کاری که معاملهگران حرفهای انجام میدهند و بازندهها انجام نمیدهند