آیا می دانید چه چیزی معامله گران حرفه ای را از معامله گران بازنده جدا می کند؟
انضباط؟
استراتژی معاملاتی؟
مدیریت ریسک؟
خوب، معلوم است که 9 کاری وجود دارد که معامله گران برنده انجام می دهند که بازنده ها انجام نمی دهند.
بنابراین، اگر این 9 کاری را که قرار است با شما به اشتراک بگذارم را انجام دهید، آنگاه آنچه لازم است برای قرار گرفتن در 5 درصد معاملهگران برتر خواهید داشت.
اماده ای؟
سپس بیایید شروع کنیم…
شماره 1: مستقل فکر کنید
یکی از دلایل شکست اکثر معامله گران این است که سوالاتی مانند این می پرسند…
میانگین متحرک نمایی بهتر است یا ساده؟
آیا باید سهام تسلا را همین الان بخرم یا منتظر عقب نشینی باشم؟
بهترین تنظیم RSI چیست؟
"مشکلش چیه؟"
خوب، این نشانه ای است که شما نمی توانید مستقل فکر کنید. این نشان میدهد که میخواهید با قاشق غذا بخورید، بنابراین میتوانید «کار» را رها کنید و مستقیماً به سمت سود بروید.
متأسفانه اینطوری کار نمی کند.
چرا؟
زیرا در معاملات، چیزی به نام "بهترین" وجود ندارد.
آنچه برای من "بهترین" است ممکن است برای شما مناسب نباشد زیرا اهداف، چارچوب زمانی، شخصیت و غیره متفاوت ماست.
بنابراین…
اگر می خواهید در تجارت (یا در تجارت) موفق شوید، باید توانایی تفکر مستقل را داشته باشید.
بنابراین به جای پرسیدن سوالات «چه» یا «چه زمانی»، یاد بگیرید که بپرسید…
چرا.
این بدان معناست که شما می خواهید سوالاتی مانند:
چرا او این استراتژی معاملاتی را فقط در بازارهای سهام اعمال کرد و نه FX؟
چرا او از میانگین متحرک 200 روزه به عنوان فیلتر روند استفاده کرد؟
چرا از استاپ ضرر 40 درصدی استفاده کرد؟
آیا تفاوت را میبینید؟
با پرسیدن چرایی سؤالات، فرضیه ای برای سؤالات خود خواهید داشت - و این من را به نکته بعدی می رساند…
شماره 2: مایل به کثیف کردن دستان خود هستید
اکنون:
فقط به این دلیل که برای سوال خود فرضیه ای ارائه کردید، به این معنی نیست که درست است.
به همین دلیل است که به عنوان یک معامله گر حرفه ای، این وظیفه شماست که ایده های تجاری (یا فرضیه) خود را تأیید کنید.
شما باید دست های خود را کثیف کنید و کارهایی مانند تست بک تست، تست فوروارد و غیره را انجام دهید.
به عنوان مثال، ممکن است تعجب کنید:
"آیا شکست 10 هفته ای بهتر از شکست 50 هفته ای از نظر بازده نسبت به ریسک است؟"
خوب، برای اینکه بفهمید میتوانید با استفاده از این دو پارامتر، یک بک تست در سراسر جهان سهام انجام دهید و ببینید کدام یک نتیجه بهتر ارائه میدهد.
برای آسانتر کردن زندگیتان، در اینجا چند ابزار وجود دارد که میتوانید برای بکآزمایش استفاده کنید…
Amibroker – یک پلتفرم بک تست
Norgate Data – فید داده
Upwork - بازاری برای یافتن برنامه نویسان
با این حال، بسیاری از شما این کار را انجام نخواهید داد زیرا جلب نظر آسانتر از انجام واقعی کار است.
مشکل این است که شما هرگز نمیدانید که درست است یا نه - به همین دلیل است که باید مایل باشید که دستتان را کثیف کنید و کار را انجام دهید!
بیشتر بدانید:
نکته حرفه ای:
اگر می خواهید بیاموزید که چگونه استراتژی معاملاتی خود را بدون کدنویسی بک تست کنید، راهنمای ضروری برای معاملات سیستمی را بررسی کنید.
شماره 3: انتظارات درستی داشته باشید
اکثر معامله گران جدید با انتظارات نادرست از تجارت وارد این تجارت می شوند.
آنها می خواهند:
هر روز سود کنید
الگوی نمودار ساده ای را بیاموزید که می تواند سودهای کلان را با ریسک کم کسب کند.
یک حساب تجاری کوچک بگیرید و در عرض چند ماه آن را به 7 رقم افزایش دهید.
آیا امکان دارد؟
بله، اما فقط در صورتی که "خوش شانس" باشید.
زیرا 99٪ از معامله گرانی که این کار را انجام می دهند یا حساب های خود را منفجر می کنند یا به طور کلی از تجارت خارج می شوند.
حالا اگر در مورد تجارت جدی هستید، باید انتظارات درستی داشته باشید.
پس در اینجا چیزی است که باید انتظار داشت…
شماره 1: هر روز پول در نمی آورید
موضوع اینجاست:
یک استراتژی معاملاتی به دنبال بهره برداری از شرایط خاص بازار به منظور سود بردن از آن است.
(به عنوان مثال، دنبال کردن روند زمانی که بسیاری از بازارها با هم روند دارند، درآمد کسب می کند.)
اما همانطور که می دانید، بازارها همیشه در حال تغییر هستند. یک لحظه ممکن است روند، لحظه ای دیگر، ممکن است در حال تغییر باشد.
به عبارت دیگر، زمانی که شرایط بازار برای شما مساعد باشد، درآمد کسب خواهید کرد.
اگر اینطور نباشد، استراتژی معاملاتی شما ضرر خواهد کرد - که توضیح می دهد که چرا هر روز پول در نمی آورید (با تغییر شرایط بازار).
شماره 2: حقیقت در مورد رشد سریع حساب کوچک (که هیچ کس به شما نمی گوید)
رشد یک حساب تجاری کوچک آسان است.
آیا می خواهید یک 500 دلاری بگیرید و ظرف 2 روز آن را دو برابر کنید؟
آیا می خواهید هفته ای 50 درصد درآمد داشته باشید؟
این آسان است زیرا تنها کاری که باید انجام دهید این است که درصد زیادی از حساب خود را در هر معامله به خطر بیندازید، و اگر معامله به سمت شما پیش رفت، BOOM-هدف به دست میآید.
اما موضوع اینجاست…
فقط به این دلیل که آسان است به معنای امکان پذیر بودن آن نیست.
مطمئناً، می توانید حساب خود را در چند روز دو برابر کنید. اما، بازگرداندن همه چیز به بازارها و موارد دیگر نیز یک مسئله زمان است.
راه حل؟
به جای جستجوی میانبرها، بگذارید زمان و پول در کنار شما باشد.
این بدان معنی است که شما به طور منظم وجوهی را به حساب خود اضافه می کنید و بازده خود را ترکیب می کنید.
اگر میخواهید اطلاعات بیشتری کسب کنید، به مطالعه نحوه رشد یک حساب تجاری کوچک بروید.
شماره 3: قبل از سودآوری، یک منحنی یادگیری تند وجود دارد
من مطمئن هستم که شما می توانید موافقت کنید:
افراد حرفه ای مانند وکلا، پزشکان، خلبانان و غیره 5 سال (یا بیشتر) را صرف تسلط بر حرفه خود می کنند.
به همین دلیل است که در سالهای اولیه زندگی حرفهای خود، معمولاً آنطور که در مرحله یادگیری هستند «پول را نمیبینند».
اما وقتی آنها در آن خوب می شوند، BOOM، پول شروع می شود - اما، این یک شبه اتفاق نمی افتد.
و برای یک معامله گر حرفه ای هم همینطور است!
سالها طول میکشد تا پایههای خود را بسازید، اشتباه کنید، برتری خود را پیدا کنید، و اگر به اندازه کافی زنده بمانید، نمیتوانید در آن مهارت نداشته باشید.
بنابراین، فکر نکنید که می توانید کار روزانه خود را پس از گذراندن یک دوره آنلاین ترک کنید، به این فکر نکنید که اینطور کار نمی کند.
منحنی یادگیری تند در پیش است و باید برای آن آماده باشید.
به شما اخطار داده شده است
شماره 4: ریسک را مانند یک حرفه ای مدیریت کنید
معامله اینجاست:
هیچ روند بازار همیشه وجود ندارد.
هیچ محدوده ای همیشه پایدار نیست.
هیچ استراتژی همیشه کار نمی کند.
به همین دلیل است که شما همیشه ریسک را مدیریت می کنید!
موافق؟
خب حالا سوال اینه…
چگونه ریسک خود را مدیریت می کنید؟
خوب، راه های زیادی برای آن وجود دارد.
بسته به استراتژی معاملاتی خود، می توانید از مواردی مانند توقف ضرر، گزینه ها، کاهش اهرم، اندازه موقعیت و غیره استفاده کنید.
(اگر می خواهید بیشتر بدانید، سپس راهنمای کامل مدیریت ریسک را بخوانید.)
نکته کلیدی این است که یک تجارت زیانده باید طوری مدیریت شود که شبیه «نیش مورچه» به نظر برسد، نه یک «نیش کوسه» که در آن بخش عظیمی از سرمایه را از دست میدهید.
شماره 5: شما باید با یک لبه معامله کنید
ممکن است تعجب کنید:
"لبه چیست؟"
به زبان ساده، لبه کاری است که شما به طور مکرر انجام می دهید و نتیجه مثبتی به همراه دارد.
مثلا:
کازینو نسبت به بازیکنان برتری دارد زیرا با انجام شرطبندیهای بیشتر، کازینو بیشتر درآمد دارد (در درازمدت).
از نظر ریاضی، لبه چیزی است که در دراز مدت به شما امید مثبتی می دهد.
مثلا:
اگر هر بار که سکهای را پرتاب میکنید و سکه بالا میآید، 2 دلار برنده میشوید. و اگر دم بالا بیاید، 1 دلار از دست می دهم.
در دراز مدت چه کسی برنده خواهد شد؟
البته شما!
به هر حال، اگر می خواهید یک سیستم معاملاتی جدید را یاد بگیرید که در بازارها برتری دارد، این را بررسی کنید.
حالا این مهم است، پس تکرار می کنم…
اگر می خواهید یک معامله گر سودآور باشید، باید در بازارها برتری داشته باشید.
مهم نیست که بهترین روانشناسی معاملاتی، مدیریت ریسک، نسبت ریسک به پاداش مطلوب و غیره را داشته باشید.
زیرا بدون لبه، هیچ کدام مهم نیست.
باور نمی کنی؟
سپس به نزدیکترین کازینو خود بروید.
شما می توانید بهترین روانشناسی را به همراه داشته باشید، مدیریت ریسک مناسب را اعمال کنید، بازی هایی با ریسک مطلوب تا پاداش انجام دهید، اما در درازمدت، باز هم ضرر خواهید کرد.
چرا؟
زیرا کازینو از نظر ریاضی برتری بیشتری نسبت به شما دارد.
و برای تجارت هم همینطور است!
اگر می خواهید از بازارهای مالی سود ببرید، پس باید یک مزیت داشته باشید!
شماره 6: بی وقفه اجرا کنید
اکثر معامله گران فکر می کنند که می توانند پس از یافتن یک استراتژی برنده شروع به کسب سود کنند.
به خود می گویند:
تنها کاری که باید انجام دهم این است که استراتژی را با مدیریت ریسک، و BOOM، سود دنبال کنم.
خوب، این در تئوری درست است.
اما در واقعیت، همه چیز به این سادگی نیست.
چرا؟
زیرا در این مسیر با ضررهایی روبرو خواهید شد.
تصور کنید:
ممکن است یک استراتژی معاملاتی داشته باشید که در بلندمدت درآمدزایی کند.
اما پس از 10 ضرر متوالی، آیا می توانید به تجارت استراتژی ادامه دهید؟
افکاری مانند …
"آیا استراتژی هنوز کار می کند؟"
"اگر استراتژی از کار افتاده باشد چه؟"
"آیا باید به تجارت این استراتژی ادامه دهم؟ اگر ضرر و زیان زیاد شود چه؟»
واضح است که کار درست این است که به تجارت استراتژی ادامه دهید (زیرا در بازارها برتری دارد).
اما وقتی گرما روشن است، اجرای بی وقفه آن دشوار است - به خصوص در مواجهه با تلفات فزاینده.
حالا که چی؟
شماره 1: اندازه موقعیت را کاهش دهید
احتمالاً با قانون مدیریت ریسک 1% آشنا هستید.
اما این تصویر کامل نیست زیرا بیان نمی کند که چقدر از ارزش خالص شما در حساب معاملاتی شما قرار دارد.
مثلا:
اگر کل دارایی خالص شما در حساب معاملاتی شما باشد، ریسک 1% در هر معامله همچنان سخت است.
به عنوان یک دستورالعمل، بیش از 50٪ از ارزش خالص خود را در حساب معاملاتی خود نداشته باشید.
به این ترتیب، میتوانید شبها بهتر بخوابید و احتمالاً معاملات خود را به طور مداوم حتی در زمان کاهش سرمایه انجام دهید.
شماره 2 رویکرد سیستم ستاره ای را بپذیرید
وقتی 7 ساله بودم، معلمم هر وقت تلاش میکردم تکالیفم را انجام دهم، بدون توجه به درست یا غلط بودن پاسخ، به من «برچسب ستاره» میداد.
به عبارت دیگر، او به تلاش پاداش می دهد، نه نتیجه.
اگر در مورد آن فکر کنید، این روش برای تجارت بسیار مناسب است.
شما باید هر زمان که برنامه معاملاتی خود را دنبال می کنید، صرف نظر از اینکه معامله برنده یا بازنده باشد، به خود پاداش دهید.
بنابراین در اینجا نحوه عملکرد سیستم ستاره ای آمده است…
هر بار که برنامه خود را دنبال می کنید، 1 ستاره دریافت می کنید
هر بار که برنامه خود را دنبال نکردید، -2 ستاره دریافت می کنید
هدف منظومه ستاره ای جمع آوری 100 ستاره است
همانطور که می بینید، تمرکز بر کسب سود نیست.
در عوض، این است که با هماهنگی با اعمال خود تا حد امکان ستاره ها را جمع آوری کنید.
به یاد داشته باشید، مجموعه ای از اقدامات منسجم منجر به مجموعه ای ثابت از نتایج می شود.
شماره 7: همیشه شاگرد بازار باشید
این منحنی یادگیری من به عنوان یک معامله گر است:
من با اندیکاتورها شروع کردم، سپس معاملات پرایس اکشن.
و برای چند سال، فکر میکردم این تمام چیزی است که نیاز دارم، زیرا به هر حال، قیمت بسیار زیاد است و این تمام چیزی است که برای تبدیل شدن به یک معاملهگر سودآور نیاز داشتم.
اما این به رشد من لطمه می زند زیرا من همه چیزهای دیگر را تنظیم کردم (و خودم را فقط به معاملات اکشن قیمت محدود کردم).
وقتی متوجه حماقت خود شدم، به سرعت به شاگرد بازار برگشتم.
پس از خودم پرسیدم:
«دیگر معاملهگران برنده برای سود بردن از بازارها چه میکنند؟»
در آن زمان بود که در معرض دنبال کردن روند، تجارت سیستمی، تجارت برگشتی متوسط و غیره قرار گرفتم.
نتیجه؟
امروز، من استراتژیهای معاملاتی متعددی در بازارهای مختلف دارم که منجر به صافتر شدن منحنی ارزش سهام من میشود.
پس درس این است:
شما ممکن است یک معامله گر سودآور باشید، اما به این معنی نیست که منحنی یادگیری شما تمام شده است، زیرا شما همیشه دانش آموز بازار هستید.
شماره 8: از نظر عاطفی کنترل داشته باشید
یین و یانگ. علت و معلول. روشنایی و تاریکی.
احتمالاً تعجب می کنید:
«چرا فلسفی میشوی؟»
این به این دلیل است که همیشه دو طرف برای همه چیز وجود دارد، از جمله احساسات شما.
اگر حس خود را بر اساس P&L حساب تجاری خود دیکته کنید، یک ترن هوایی احساسی است.
چون وقتی پول در بیاورید، خوشحال خواهید شد. و وقتی متحمل ضرر می شوید، غمگین خواهید شد.
این به سلامتی شما آسیب وارد می کند و برای خانواده و دوستان شما منصفانه نیست.
پس به خود بگویید:
زمانی که در یک برد پیروز هستید خیلی خوشحال نباشید زیرا باخت های شما همیشه در گوشه و کنار هستند.
و وقتی با یک سری از دست دادن ها روبرو می شوید، این پایان دنیا نیست زیرا روزهای بهتری در پیش خواهند داشت.
من می دانم که گفتن این کار آسان تر از انجام آن است.
اما زمانی که کنترل احساسات خود را در دست دارید، اقدامات شما ثابت خواهد بود - که منجر به نتایج معاملاتی ثابت می شود.
شماره 9: بدانید چه زمانی بیرون بمانید
معامله اینجاست:
یک استراتژی معاملاتی برای بهره برداری از «الگوهای» خاص در بازارها ساخته شده است.
به عنوان مثال، از یک استراتژی پیروی از روند سهام می توان برای سود در یک بازار صعودی استفاده کرد.
اما در یک بازار نزولی، با کاهش بیشتر سهام، این استراتژی معاملاتی عملکرد ضعیفی خواهد داشت.
بنابراین، مهم است که بدانید زمانی که شرایط بازار مساعد نیست، چه زمانی از بازارها خارج شوید، در غیر این صورت ریسک از دست دادن پول بیشتری خواهید داشت.
اکنون احتمالاً از خود می پرسید:
"اما چگونه می توانم بدانم چه زمانی از بازارها دور بمانم؟"
این سوال خوبی است.
شماره 1: شرایط بازار را که باعث از دست دادن پول استراتژی شما می شود، شناسایی کنید
اکنون کاری که باید انجام دهید این است که شرایط بازار را که برای استراتژی معاملاتی شما نامطلوب است، شناسایی کنید.
و معمولاً برعکس این است که استراتژی معاملاتی شما چگونه پول میآورد.
مثلا:
اگر در حال معامله با روند سهام هستید که به دنبال استراتژی است که در بازار صعودی درآمد کسب می کند، بازار نزولی یا رکود برای استراتژی معاملاتی شما مطلوب نخواهد بود.
ساده است، درست است؟
شماره 2: یک فیلتر برای جلوگیری از معامله در شرایط نامطلوب بازار ایجاد کنید
خب حالا سوال اینجاست:
"چگونه می توانید از معامله در بازار نزولی اجتناب کنید؟"
خوب، شما می توانید از یک فیلتر استفاده کنید.
مثلا:
اگر S&P 500 زیر میانگین متحرک 100 هفته ای معامله می شود، می توانید نتیجه گیری کنید که بازار نزولی است و معامله استراتژی را متوقف کنید.
نتیجه
بنابراین در اینجا چیزی است که شما یاد گرفته اید:
اگر می خواهید در معامله گری موفق شوید، باید مستقل فکر کنید و هیچ چیزی را به صورت اسمی نگیرید
شما باید مایل باشید که دستان خود را کثیف کنید زیرا هیچ کس کار را برای شما انجام نمی دهد (حداقل نه رایگان)
تجارت یک طرح پولدار شدن آهسته است، بنابراین انتظارات خود را مدیریت کنید
ریسک خود را به گونه ای مدیریت کنید که ضرر فقط یک "گزش مورچه" برای حساب شما باشد
استراتژی معاملاتی شما باید در بازار برتری داشته باشد (یا هیچ چیز دیگری مهم نیست)
مایل به اجرای مداوم باشید حتی در مواجهه با افت سرمایه
شما همیشه دانشجوی بازار هستید زیرا یادگیری هرگز پایان نمی یابد (حتی اگر یک معامله گر سودآور باشید)
از نظر احساسی کنترل داشته باشید و تحت تأثیر سود و زیان خود قرار نگیرید
بدانید چه زمانی از بازارها دور بمانید، به خصوص زمانی که شرایط بازار برای استراتژی شما مطلوب نیست
حالا این چیزی است که من می خواهم بدانم…
اولین کاری که معامله گران حرفه ای انجام می دهند که بازنده ها انجام نمی دهند چیست؟
برای دانستن نکات بیشتر درباره فارکس روی لینک https://www.ig.com/en/forex/what-is-forex-and-how-does-it-work کلیک کنید!